اهورا و بازی کامپیوتری
دیروز بابایی پای کامپیوتر داشت بازی آنلاین میکرد
که تو هم بهش ملحق شدی ![]()
از ظهر تا شب در حال بازی بودین
روز جمعه مون رو خراب کردین ![]()
حالا بعضی وقتها به زور بابایی رو راضی میکردم از پای کامپیوتر بلند بشه ![]()
اما زورم به تو نمیرسید ![]()
تازه چند بارم با هم دعوا کردین که اونیکی پاشه و خودتون بازی کنین ![]()
من بیچاره هم که فقط حرص میخوردم ![]()
البته یکی دوبارم بخاطر اینه کمتر حرص بخورم اومدم و بازی کردم نه اینکه بدم از بازی کردن بیاد ولی دوست داشتم روز جمعه بیشتر با هم وقت بگذرونیم ![]()
دیشب چند تا عکس ازت انداختم ولی چون شب بود کیفیتش خیلی خوب نشده
عکسها در ادامه



با اینکه خسته هم شدی حاضر نبودی از بازی کردن دست بکشی


اینم یکی از بازیهای مورد علاقه ات بود باید با تفنگ اون کرم ها رو میترکوندی 
الانم تا این پست رو گذاشتم اعصابم از دست تو خورد شد از بس که میگی پاشو میخوام بازی کنم ![]()



اهورا و بازی کامپیوتری
